2) دانش ما از دیگر سیارات

به نظر او قوای نفس کلّی در آلات جریان می­یابند تا حواس آدمی را به کار اندازند و محسوسات دریافته شوند.وی بر اساس خط فرضی که اندام آدمی را به دو نیم می­کند و منظور از آن بیان دوگانه بودن حواس است دو وظیفه بر عهدة علمای دین می­گذارد.همان­گونه که هریک از پنج ستاره فلک دو خانه دارند،ستارگان عالم دین نیز دو منزلت دارند با توجه به دیدگاه خاص وی در مذهب،پس از مقایسة ترکیب جسد آدمی با افلاک و برابر نهادن اندام وحواس با آن به برابر نهادن مراتب دعوت میپردازد که با جدول ذیل نمایش داده می­شود (همان، 291 -286).

وی با نقل خبر ذیل از حضرت رسول(ص)بنیاد تبلیغ و گسترش تفکّرات دینی خود را پی ریزی میکند: «ان الله اسس دینه علی مثال خلقه لیستدل بخلقه علی دینه و بدینه علی وحدانیته»، خدای تعالی مردین خویش را بنیاد بر مثال آفرینش دنیا نهاد تا از آفرینش او بر دین او دلیل گیرند و از دین او بر یگانگی او دلیل یابند (همان،154). صانع موالید، نفس کلّی است که به وسیلة کواکب به صنعتگری می پردازد،کواکب در تأثیرگذاری و انجام امر وی نسبت به یکدیگر دارای درجات و مراتبی چون دستگاه حکومت هستند، یکی سلطان و دیگری دربان و آن یک، خادم است.این مراتب تنها نسبت به صانع مطرح نیست؛ بلکه در «گشایش و رهایش »نسبت به عالم طبایع نیز مطرح است،گویی اینان در هرصورت گر چه واسطة ایجاد و تأثیر گذاری در طبایعاند هم چنان در حکم بندگان و خدمتکارانند: «ستارگان و آسمان چون بندگانند مر طبایع را به فرمان ایزد،بدانچه فایده دهند مر طبایع را و برگرد طبایع همی گردند چون خدمتگاران و بندگان که گرد خداوند خویش گردند» (همان،1998 :60).

در انسان نیز که عالم صغیر خوانده می­شود،هفت اثر از آن جواهر ابداعی پدید آمده است و چنان که بر آسمان دنیا هفت نور مشهور است، بر آسمان دین نیز هفت نور هست که هفتمین آن ها خداوند قیامت است و ناصرخسرو او را «خداوند تأویل»(همان،61، 80،115،116، 299)و «خداوند تأیید» (همان، 214) و در دیوان اشعار خود «خداوند زمان»(همان،1387:ق 148،318)،«امام زمان» (همان:ق62،139) و «خداوند عصر»(همان، 145،308)می­خواند. مراتب هفتگانة ابداع با مراتب هفتگانة دعوت نیز قابل تطبیقند و هر یک «به اندازة قبول جوهر نفسانی خویش»(همان،1363: 110-109) از آن اصول و آثار بهره یافته آن را به جهان مردم می رسانند.

در جهان بینی ناصرخسرو، دنیا منزلگاه و عمر آدمی راه است، ناچار آدمی در مسیر خود در منزلگاه دنیا فرود می­آید، مقصود از سفر،حضرت صانع است،صانع عالم،نعمت های لطیف را که در حضرت اوست با جوهر تیرة کثیف جسم،جفت و مجانس کرده و عقل ممیّز را بدو داده تا از این نعمت های آمیخته با جوهر کثیف، بر عالمی که نعمت های مجرّد و لطیف دارد دلیل گیرد و با طاعت،شایستة نعمت لطیف و ازلی خداوند شود، بدین گونه صانع عالم«مر او را به حضرت خویش می­خواند» (همان، 1385 :466).

در این سفر زادراهی لازم خواهد بود و آن عبارت از علم است به عقیدة وی ظهور آدمی از نفس کلی است:«مردم پیش از آن که اندر این عالم آید، اندر ذات نفس کلّی است» (همان،484)و از راه این عالم به عالم نفسانی می­تواند رفت،بنابراین علت آمدن او پذیرفتن صورت علمی است«تا بدان صورت مر نعمتهای عالم نفسانی را بیابد»در این عالم علم می­اندوزد تا«به حضرت صانع عالم برسد» (همان). 1- هردو عالم مخلوق و حادث هستند.2- هردو منشأ آثار و افعالی هستند.3- هردو مولود جمع وتفریق عناصر و موالید و مخلوق صانع کل و تابع و دستخوش اراده نامرئی فائق بر خود هستند.

در حقیقت، حجم خورشید تنها 1 تریلیون درصد حجم کل منظومه شمسی است. تنها در دهه ۱۹۶۰، زمانی که فضاپیماها مشاهدات بهتری از این اجرام ارائه کردند، اصطلاح سیارههای کوچک برای مدتی از بین رفت و این اجرام یه سیاره کامل نامیده شدند. قرار دارد. منطقدانان دریافتند که با بهرهگیری از این ایده لایبنیتزی که جهان بالفعل تنها یکی از بیشمار جهان های ممکن است، میتوان معنایی واضح از ضرورت و امکان ارائه کرد.

اگرچه تصور میشود که این نوعِ خاص از شیء، دارای علائم شناساگر معینی است، ولی برخی از این علائم ممکن است واقعاً در باب طلا صادق نباشند. تصور کنید یک سیاره همانند شهاب سنگ در فضا به هر جهتی حرکت میکند، سیارهای از بزرگترین سیاره منظومه شمسی، یعنی مشتری 11 برابر بزرگتر است. نقاط تیره که زمانی تصور می­ شد گیاهان باشند در واقع نواحی سنگ­ های تیره ­تر و غبار هستند. این گودال، در منطقه قطب جنوب این سیاره واقع شده و در زمانهایی که نور خورشید با شدت کمتری میتابد، به شکل واضحتری خودنمایی میکند. پلوتون دومین جسم برزگ شناختهشده در گروه سیارههای کوتوله است که از هنگام کشف در ۱۹۳۰ تا ۲۴ اوت ۲۰۰۶ نهمین سیاره سامانه خورشیدی بود.

پس به نقل نظر حکمای دین میپردازد:«ترکیب مردم از این عالم بر مثال فهرست است از کتابی بزرگ که هر چه اندر آن کتاب باشد، از آن اثری پدید کرده باشد و ما را بر کلیات چیزها اطلاع جز به استدلال از جزویات نباشد» (همان،283). حلقههای زحل از حلقههای هر سیاره دیگری در منظومه شمسی، متراکمتر است. روباه گفت: -آدم فقط از چیزهایی که اهلی کند میتواند سر در آرد. ظاهراً سطوحی وجود دارد -مثلاً فیزیک بنیادی-که در آن، جهان بدون ترکیب با مفاهیم وجهی میتواند به نحو مقولهای توصیف شود. آنها احتمالات مختلفی را که میتواند باعث ایجاد شکاف در حلقههای گرد و غبار شود، در نظر گرفتند، مانند ایدهای که میتواند ناشی از نیروهای گرانشی سه ستاره در مرکز سیستم باشد.

که در بین اهل فن هر گاه ابن الاثیر گفته شود، مقصود همین علی بن محمد است از بزرگترین و مشهورترین مورخان و محدثان اسلامی است. به باور اهل تأویل، هر چه در عالم حسی موجود است، اثری است از آن چه در عالم علوی موجود است.در عالم علوی هفت نور اولی ازلی هست که در حقیقت علّت انوار جسمانیات تلقی می شود، ناصرخسرو همه انوار را به ترتیب به اصل خود متصل می­داند؛ یعنی مصدر همة انوار، عالم علوی است و نجوم هفتگانه آثار لطایف و انوار اولی ازلی هستند.

پسر بچهای که یک روز تصمیم میگیرد از سیاره کوچک خودش یعنی ب ۶۱۲ به جاهای دیگر دنیا سفر کند و با دیگر مردمان آشنا شود. نسب وی به عبدالله بن مسعود یکی از یاران برجستۀ پیامبر اسلام (ص) میرسد. مقصود وی هدایت اندیشة متعلّم است به سوی باطن امور،وی با طرح امور حسی،ذهن خواننده را از توجه صرف به عالم حس، منصرف کرده به بطن امور فرا می­خواند، در عالم علوی،هفت نور اولی ازلی (که ازلیات و مبدعات خوانده میشوند) وجود دارد که علت همة جسمانیات است، نجوم هفتگانة جهان جسمانی از آثار آن لطایف و اصول اند. ۵۷- تیرهای درخشان نور که گاهی در آسمان شب دیده میشوند …

براساس دیدگاههای منظومه شمسی سدرةالمنتهی باید در یکی از سیارات این منظومه باشد؛ زیرا روایات آن را در آسمان هفتم معرفی نموده است. بنابراین اگر بخواهیم هر یک از این مفاهیم وجهی را درک کنیم باید ارتباط آنها را با دیگر مفاهیم این شبکه توضیح دهیم. گزارش گمان شکن) می­گوید: هر چه در عالم محسوس هست تخمه و نطفة آن در دنیای نامحسوس هم هست»(همان:27-26). دوای تو در توست و تو بیخبری و درد هم در توست و تو نمیبینی و تو آن کتاب مبینی هستی که حروفش هر آن چه را پنهان است، آشکار می سازد و تو خود را جسم کوچکی می پنداری و حال آن که جهانی بزرگتر ( عالم اکبر) در تو منطوی است.

در هر یک از عالم ها ردیف اول و دوم در حکم پادشاهان و ردیف های دیگر فرمان برداران هستند و نیز ردیف سوم تا پنجم عالم دین، فرمان بردار و زیر دست رسول و وصی، به منزلة حواساند. او هفت گنبد را در جایی بر روی زمین و در زیر آسمان برای دختران پادشاهان هفت اقلیم ساخته است. کتیبه زیر گردن:”بالیمین و البرکه و الدوله و السلامه و السعاده والراحه”. این یازده حلقه، حلقه های داخلی اند.

این سیاره بیش از ۱۰۰ قمر دارد که ۶۹ تای آن ثبت رسمی شده است همچنین تعدادی حلقه هم به دور خود دارد. بر طبق نظر لایبنیتز، (Leibniz) جهان بالفعل یکی از بیشمار جهان ممکنی است که در ذهن الهی وجود دارد. «زبان متعارف اجازه بیان این عبارت را میدهد: راههای مختلفی وجود دارد که چیزها علاوه بر وضعیت فعلی که واقعاً هستند باشند. برای اطمینان باید گفت در میان اشیایی که اجزای جهانهای مختلفند، انواع مختلفی وجود دارد: یک جهان الکترون دارد و جهان دیگر نه و در یک جهان ارواح وجود دارند و در جهان دیگر نه. در حال حاضر در تاریخهای مختلفی ایردراپ هایی از این بازی منتشر میشود که میتوانید با ثبت نام در بازی آنها را انجام دهید و اعتبار کسب کنید.

از سویی فیلسوفی که از به کار بردن مفاهیم وجهی اجتناب کند. بنابراین اختلاف میان بالفعلانگاران و نامگرایان تقلیلی در این است که آیا میتوان مفاهیم وجهی را بر اساس مفاهیم غیروجهی تعریف کرد یا خیر. 27. سیاره را تعریف کنید ؟ از این رو قول بالفعلانگاران مشابه نظر حکمای مسلمان است چرا که ایشان نیز مفاهیم ضرورت/امکان/امتناع را بدیهی و مستغنی از تعریف میدانند (مطهری، 1368: 82). به عبارت دیگر، نامگرایان وجهی برای تعیین محکی مفاهیم وجهی، به جهانهای ممکن بیشمار قائلند، و مفاهیم وجهی را به مفاهیم ماهوی بازمیگردانند ولی بالفعلانگاران محکی قضایای وجهی را در همین جهان بالفعل میدانند؛ هر دو دسته، جهانهای ممکن را محکی قضایای وجهی میدانند ولی پلنتینگا جهانهای ممکن را وضعیت امور همین واقعیت بالفعل و نتیجه گسترش آن میداند و همین مسئله، به عنوان محور مشابهت تبیین او از جهانهای ممکن و نفسالامر با دیدگاه حکمای مسلمان قرار میگیرد.

تحقیقات نشان می­دهد که ریزجلبک­ها، قادر به تولید طیف گسترده­ای از مواد فعـال زیستی با اثرات ضد میکروبــی(4)، ضد ویروســی (5)، ضد قــارچ (6)، ضــــد حساسیت (7)، ضد انعـقاد (8)، ضد سـرطـان (9) و ضد آنتی اکسیدانی (10) می­باشند. ، مفهوم گسترده­ای است که میانگین، تغییر­پذیری گرادیان و تغییر­پذیری خمیدگی را در برش عمودی و سطحی نشان می­دهد. سپس تبیین پلنتینگا از ماهیت جهانهای ممکن وجوه شباهت و تفاوت تبیین او از جهانهای ممکن و مفهوم نفسالامر در فلسفه اسلامی بررسی میشود. من به وجود اموری که ممکن است آنها را راههایی که چیزها میتوانند باشند بنامیم باور دارم.

دیدگاهتان را بنویسید