اشعار ، سخنان و جملات فاضل نظری – کی میگه

جنگ احد ابتدا با پیروزی سپاه اسلام همراه بود، ولی کوتاهی محافظان تنگۀ عینین که به طمع جمعآوری غنایم، از فرمان رسول خدا (ص) سرپیچی کردند و نیز سستی دیگر مسلمانان موجب شکست آنان شد. در تسمیه و نامگذاری این کوه به احد، نظریه های گوناگون نقل شده است، ولی مناسبترینش آن است که این کوه را، چون متوحّد و مستقل از کوه های دیگر است، اُحُد خوانده اند. در جای دیگر داستان، ادعا میکند که او (امام زمان عج) پدرانش را در مدینه، عراق و طوس، زیارت میکند و به سرزمین ما برمیگردد .

قول دیگر که واقدی نقل کرده، آن است که حضرت پایینتر آمد، به طوری که کوه رمات در پشت سرش قرار گرفت. پیامبر(ص) که از طریق یاران خویش از قصد دشمنان باخبر شده بود با اصحابش به مشورت پرداخت آنان دو نظریه متفاوت داشتند، برخی مایل به ترک مدینه و گروه دیگر معتقد به ماندن در مدینه بودند. پس از این پیروزی اولیه، هنگامی که مسلمین به جمع آوری غنایم مشغول بودند، محافظان و تیراندازانی که حفاظت تنگه مهم و سوق الجیشی احد را بر عهده داشتند، علی رغم تاکید شدید پیامبر به حفظ محل نگهبانی خود، به دنبال سهم خود از غنایم، مقر خویش را ترک کردند.

گرچه در کنار این نکوهش و ملامت، آنان را به کلّی مأیوس نساخته و مشمول فضل و عفو خویش قرار داده است؛ وَلَقَدْ عَفَا عَنْکُمْ وَاللّه ُ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ(32) به هر حال همانگونه که قرآن اشاره می کند، آنچنان ترس و وحشت و اضطراب و نگرانی بر فراریان حاکم بود که به چپ و راست و پشت سرشان توجّهی نداشتند، فقط در فکر جایی بودند تا خود را از دسترس دشمن به دور نگهدارند و لذا بعضی از آنان به داخل مدینه و بعضی دیگر به تپه ها و درّه های اطراف این شهر گریختند.

شواهد تاریخی دیگر نیز عدم پایداری عمر در جنگ اُحد را تأیید می کند؛ از جمله این شواهد این است که در دوران خلافتِ وی زنی مراجعه کرد و از بردهای بیت المال که در نزد وی بود، درخواست نمود، همزمان، یکی از دختران عمر نیز بر وی مراجعه نمود و از بُردهای بیت المال خواست. سرانجام ناگزیر به حمله عمومی شدند و جنگ به اوج خود رسید، به طوری که هند و دیگر زنان قریش که از زیبایی و آرایش برخوردار بودند، برای تشویق مشرکین وارد معرکه شدند و در میان صفوف می چرخیدند و دف زنان و گریه کنان جنگ جویان خود را با اسم و رسم صدا کرده و کشته شدگان بدر را به یاد آنان می آوردند.

تاریخ طبری مرجع عمده تاریخ جهان و ایران تا اول سده چهارم هجری است، همچنین این کتاب در واقع مأخذ عمده تمام کسانی واقع شدهاست که بعد از طبری به تألیف تاریخ اسلام اهتمام ورزیدهاند. آنگاه که عبدالله بن عمرو بن حزام از عبدالله بن اُبَی و پیروان او خواست تا بمانند و در راه خدا بجنگند، آنان جدایی خود را چنین توجیه کردند: نبردی روی نخواهد داد؛ وگرنه ما با شما میماندیم. پس از این با احترام از اهورامزدا و بخشش او سخن می راند که تا پایان کتیبه بارها تکرار می شود.

اگر فاصله یک ساله میان حرکت از آمل و ورود به اماکن مقدس اسلام در سال ۷۵۱ را به حساب نیاوریم، میتوانیم بگوییم که دوره ایرانی سید حیدر از سال ۷۲۰ تا ۷۵۰ هجری بوده است. عدهای هم که خود را از بدر عقب افتاده میدیدند و شوق جهاد داشتند، پیشنهاد دادند از شهر بیرون رویم و در منطقهای آماده رزم شویم. و هم چنین در شمالِ مسجد غارى است در کوه که عوام النّاس مى گویند پیغمبر داخل آن شده، و این مطلب صحّتى ندارد زیرا که چنین چیزى نقل نشده.

پژوهشهایی که دربارهی این زیج به عمل آمده است، نشان میدهد که ابیمنصور در محاسبهی ماهگرفتگی و خورشیدگرفتگی، از روشی تقریبی استفاده کرده است که آثار بطلمیوس در آن دیده نمیشود. دشمن که چنین دید، از کمى نگهبانان سوء استفاده کرده با یک حمله چرخشى، تیراندازان باقى مانده را از پاى درآورد و از پشت سر به مسلمانان حمله کرد. عدهای بر این عقیده بودند که داخل مدینه بمانیم و دفاعی ظاهر شویم. اطراف این غار از دو سمت شرقی و غربی باز است و آفتاب بر آن میتابد و ورودی غار در سمت جنوب قرار دارد و در داخل غار ۷ یا ۸ قبر به چشم میخورد.

علماى تاریخ مدینه گفته اند که عبد اللّه بن جحش که خواهر زاده حمزه(علیه السلام)است نیز در بقعه او مدفون است، و مادر خلیفه الناصر لدین اللّه در سال پانصد و هفتاد قبّه اى عالیه بر قبر آن ها بنا کرد. روشن است که دلالت قاف بر نامکوه از جوانب دیگرگفته شده بیشتر است. برای آموختن شرح فصوص ابی عربی (شرح قیصری بر فصوص) به محضر آیه الله محمد حسین فاضل تونی رفت و دروس خارج فقه و اصول را نزد مرحوم شیخ محمد تقی آملی آموخت، ضمن اینکه در علوم معقول نیز از ایشان بهرههای فراوان میبرد.با هجرت به قم، در سال تحصیلی ۳۵ ـ ۱۳۳۴ در درس بزرگان قم، از جمله آیه الله العظمی بروجردی(ره) حضرت امام خمینی (ره)، علامه سید محمد حسین طباطبایی(ره)، آیه الله محقق داماد (ره) و آیهالله میرزا هاشم آملی (ره) حاضر شد.

او جزو بزرگان تاریخ دان ایرانی بوده است،دکترا خود را از دانشگاه سوربن فرانسه گرفت.او دارای بیشترین جوایز و کتب های تصحیح شده و نوشته شده در زمان خود بود و جوایز بین المللی و ملی زیادی هم کسب کرد. و بعدها به بغداد پا نهاد و ان جا به ارشاد مردمان بغداد و شام پرداخت و به مناظره با بزرگان پرداخت و بعد ان فوت نمود و به طور کامل بغداد یک عصر غمناک را سپری کرد. این را نیز باید در نظر داشت که تیر یک تیرانداز تا چند متر میرود و از چه فاصلهای که رها شود بر بدن دشمن یا اسب دشمن کارگر است.

بردیای دروغین با بخشودن مالیات سه ساله ایالات، موفق شد که تقریبا همگی را به اطاعت وادارد و چالش بزرگی را برای کمبوجیه و دودمان هخامنشی رقم زند. بیرونی در کتاب قانون مسعودی ” کوهی ” را از مبرزان زمان خود در هندسه نامیده است و در کتاب” تحدید نهایات الاماکن” نوشته است که ” شرف الدوله، ابوسهل کوهی را به تجدید رصد مامور ساخت و او دربغداد بنایی ساخت که قاعده اش قطعه کره ای به قطر ۲۵ ذراع ( تقریبا ۱۲/۵) بود و درمرکز آن سوراخی در سقف بنا قرارداشت و شعاعهای خورشید از آن سوراخ وارد بنا می شد …

در این میان کسی ندا داد که پیامبر(ص) کشته شده است. در این اثنا فریادى برخاست که محمّد کشته شد! راستی که خداوند همان هنگام که به فرمان او کافران را میکشتید به وعده خود عمل کرد و آنچه که دوست داشتید به شما نمایاند، و چون سست شدید و راه منازعه پیش گرفتید در حالی که بعضی از شما اراده دنیا تردید و دوستدار آن شدید و برخی به دنبال آخرت بودید.

مرحوم شیخ محمد تقی آملی نیز پدر استاد را میشناخت و طی نامهای به مرحوم حاج محمدباقر آشتیانی، متصدی مدرسه مروی، که از بهترین مدارس آن روز بود، خواستار پذیرش استاد جوادی شد.با ورود به مدرسه مروی و قبولی در آزمون ورودی آن، استاد به خواندن رسائل و مکاسب اشتغال یافتند. نتیجه اولیه این جنگ، شکست مشرکان بود؛ اما گروهی از تیراندازان که پیامبر(ص) آنان را به فرماندهی عبدالله بن جبیر بر کوه عینین در سمت چپ کوه احد قرار داده بود، به گمان پیروزی، کوه را ترک کردند. روایت شیخ مفید از ابن مسعود: پریشانی مسلمین به جایی رسید که همگی گریختند و جز علی بن ابی طالب، کسی با رسول خدا(ص) باقی نماند.

در این هنگام وقتی خالد بن ولید فهمید تیراندازان موضع خود را ترک کردهاند؛ مشرکانی را که در حال فرار بودند ساماندهی کرد و با سوارانی که در اختیار داشت؛ از پشت بر لشگر اسلام یورش آورد. از انس بن مالک نقل شده است که به هنگام هزیمت و عقب نشینی گروهی از مسلمانان که مشرکین جرأت یافتند و حملات خود را شدّت بخشیدند و به پیکر رسول خدا صلی الله علیه و آله جراحات متعّددی وارد گردید، دشمن مجدّدا شخص آن حضرت را هدف تیر قرار داد. ابن هشام تعداد کشته شدگان دشمن را 22 نفر ذکر مى کند که 12 نفر آنها به دست على بن ابى طالب به هلاکت رسیدند.

خداوند در قرآن مجید در آیات 120 به بعد سوره آلعمران به ماجرای غزوه احد پرداخته که ادامه ماجرای احد را با اشاره به آیات کریمه الهی پی میگیریم. در پی این شکست، سران قریش تصمیم گرفتند سود تجارتی را که سبب بروز نبرد بدر شده بود، برای آمادهسازی سپاهی نیرومند با هدف انتقامگیری به کار گیرند. مشرکانی که در جنگ بدر شکست تلخی را تجربه کرده بودند؛ به فرماندهی ابوسفیان و به کمک جمعی از حبشیان و قبایل کنانه و مردم تهامه قصد انتقام گذشته را گرفتند و به فاصله یک سال پس از بدر لشکرشان را راهی احد کردند.

طولى نکشید که دو بازرس برگشتند و گفتند که این سپاه نیرومند تحت فرماندهى خود ابوسفیان است. فرماندهی سپاه مکه را ابوسفیان برعهده داشت. را با آهنگها و آوازهای محرّک و حماسی می خواندند و مشرکان را بر حملات شدید و پایداری در مقابل مسلمانان تشویق می کردند. اُحُد دومین نبرد مهم میان مسلمانان و مشرکان مکه است که نزدیک شهر مدینه و کنار کوه اُحُد رخ داد و از همین رو به نبرد اُحُد معروف شد. این یک مرحله است؛ یعنی گناه ما موجب میشود که در یک نقطهی حسّاس، در یک نقطهی بزنگاه، نتوانیم تاب بیاوریم، نتوانیم مقاومت کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید