اختصاص می دهند گذران می کنند

کتاب ها، نامه ها و مقاله هایی است که بعضی از چند صد صحیفه نیز تجاوز می کند چون “دین کرت”، “بندهش” و بعضی به صد صحیفه نمی رسد چون “ایاتکار زریران” و بعضی از چند سطر نمی گذرد، مجموع این یادگارها با مواظبت ضبط شده است و بعضی مانند “کاروند” و “آیین نامک” معلوم نیست به چه سبب از میان رفته است و بعضی چون “هزار داستان”، “خوتای نامک” و “کلیلک و دمنک” و غیره، ترجمه اش باقی و اصل فانی شده است. و بعض آن ها علی التحقیق متعلق به دوره ی اسلامی است مانند “دَینْ کِرْتْ” تألیف موبد “آذر فرنبغ” معاصر مامون عباسی و غیره، معذلک ممکن است ترجمه هایی از اوستا از قبیل قسمت هایی از یشت ها و قسمت هایی دیگر اوستا که به زبان پهلوی است و فصولی از بندهش که از کتاب های معتبر سنت مَزْدیَسنُی است و “درخت آسوریک”، “خسرو کواتان وریذکی”، “ایاتکار زریران” و غیره در عهد شاهنشاهان تألیف یافته باشد و نیز قسمت عمده از داستان های ملی مانند “کارنامک اردشیر”، “خوتاینامک” و “آیین نامک” محتمل است که به دوره ی ساسانیان به پیوندد.

داریوش در این جا دو کتیبه دارد: یکی کتیبه ی بزرگ به خط میخی و به زبان فارسی قدیم، عیلامی و بابلی در دو هزار کلمه؛ دیگر کتیبه ای کوچک به زبان فارسی و عیلامی در صد و پنجاه کلمه. دیگر کاخ “هَدِشْ” یا “هَدیشْ” به یاء مجهول بر وزن “مَنشْ” نام داشت و در سوی جنوبی اپدانه واقع بود، چنین پنداشته اند که این کاخ اندرونی شاهنشاهی و حرم سرای بوده است و این حدس به دلایلی درست می نماید چه شاید واژه ی “هَدیش” اصل و ریشه ی “خدیش” باشد، که به زبان دری کدبانو، خاتون بزرگ و رسمی را گویند و چنان که خواهیم دید حرف “خ” و “ه” در زبان فارسی به یکدیگر بدل می شوند.

بارگاه شاهنشاهی و بر طبق کتیبه ی درب بزرگ به صفت “وَسْ دَهْیو” یعنی “همه کشور” یا “همه کشورها” خوانده می شده است و جایگاه پذیرایی فرستادگان و بار دادن همه ی رعایای شاهنشاهی هخامنشی بوده؛ دیگر “اَپَدانَهْ” نام داشت ظاهرا از همان ماده ی “آبادان” و بیرونی شمرده می شد، قصر دیگر در دست چپ “اَپَدانَه” واقع است نام “صد ستون” داشته است و این نام در کتیبه ی پهلوی “شاپور سکانشاه” که روزی در این عمارت فرود آمده است دیده می شود و به جای خود از آن کتیبه گفتگو خواهد شد.

خطوط آن نوعی از خط پهلوی است و نوعی دیگر که از خط پهلوی گرفته شده و از بالا به پایین نوشته شده است و بعدها خط “اویغُوری” که خط اویغُوره و مغول ها باشد از این خط گرفته شده است. این نبشته از داریوش بزرگ است که نخست وی این کاخ و ارگ را آباد کرده است؛ این کتیبه بعد از کتیبه ی بیستون مهم ترین نوشته ای است که از هخامنشیان به دست آمده است، و اگر نبشته های خشتی تخت جمشید نیز خوانده شود سومین قسمت مهم این آثار شمرده خواهد شد.

در الوند دو کتیبه، اول از داریوش بر کوه نزدیک روستای عباس آباد به قرب همدان به سه زبان موجودست که دارای دو بند می باشد، یکی در ستایش اهورامزدا، دیگر در معرفی خود و پدرش، کتیبه ی دوم از خشایارشا در دو بند درست مانند کتیبه ی پدرش. سوای این آثار بازهم از کنار و گوشه یادگارهایی و اشیایی که دارای کتیبه است به دست آمده و میآید، چنان که گیره ی دری از لاجورد بزرگ تر از کف دست که متعلق به یکی از درهای عمارت اَپَدانه تخت جمشید بوده است پیدا شده و بر لبه ی گیره ی مذکور روی لاجورد به خط سفید میناکاری کتیبه ای نوشته اند، به خط میخی به نام خشایارشا نیز مهرها و پارچه های دیگر.

این کتیبه مهم ترین ِکتیبه های هخامنشی است و از روی این نوشته ها قسمت بزرگی از تاریخ هخامنشی روشن می گردد. زبان فارسی باستان بعد از انقراض دولت هخامنشی از میان رفت – یعنی زبان رسمی کشور تغییر یافت – و در عهد اشکانیان که بار دیگر کارها به دست ایرانیان افتاد، رفته رفته زبان پهلوی شمالی و شرقی که زبان اقوام “پرثوی” بود رواج گرفت و پس از ترک یونان مأبی سکه ها و سایر اسناد ایران با زبان ایرانی و به خط آرامی نمودار گردید. کتیبه های کوچک دیگر که در دربند به فرمان امیران آن جا نقر شده و تاریخ آن ها اواخر عهد ساسانیان است.

ايشان همواره از اساتيد خود به نيکي و بزرگي ياد مي کرد ولي در بين آنان مرحوم آيت الله نائيني نزد او از عظمت و ابهت خاصي برخوردار بود و از مباني اجتهادي وي دفاع مي کرد. پس از کشته شدن امير حبيب الله خان در سال 1300 خورشيدی، اولين لويه جرگه در شهر جلال آباد برگزار شد، در اين لويه جرگه نخستين بار مسوده (پيش نويس) قانون اساسی و برخی نظامنامه ها به تصويب رسيد. در یکی از آن قباله ها خواندم که از طرف دولت قید گردیده و خریدار پذیرفته است که اگر باغی را خریداری می کند آباد نگاه ندارد و آن را ویران سازد مبلغ معینی جریمه بپردازد، و از این قباله اندازه ی اعتنا و توجه پادشاهان ایران را به آبادانی کشور می توان قیاس کرد.

پیش از انقلاب در دانشکدهٔ رادیو و تلویزیون و مدتی نیز در دانشکده افسری تاریخ معاصر تدریس میکردهاست.او همچنین به عنوان تاریخ شناس برجسته در برنامه های تلویزیونی ایران و خارج از ایران ظاهر می شود. خبرگزاری میراث فرهنگی: کوه نور یکی از زیباترین الماس های تاریخی که سال ها پیش به انگلستان منتقل و بر تاج ملکه نصب شد، اکنون به نشانه حُسن نیت ملکه انگلستان به ایران بازپس داده می شود تا در کنار زوج خود الماس معروف دریای نور، در خزانه جواهرات ملی بانک مرکزی ایران به نمایش عمومی گذاشته شود. کتیبه ی داریوش اول بر سنگ یادگار کانال که در نزدیکی کانال سوئز به دست آمد و شرحش گذشت، این کتیبه در پهلو ی کتیبه ای است که به سه زبان پارسی، عیلامی و آسوری نوشته شده است و به زبان مصری و با خط هیریوغلف می باشد و داریوش را “آن تریوش” نامیده اند و القاب و عناوین فرعونان مصر را بدو داده اند و طرز نوشته با طرز نوشته های پارسی به کلی متفاوت است.

استشفا با خرماي آن و حرم بودن مدينه و نهي از صيد حيوانات و قطع درختان آن. باغچه) و سَرَوُمْ (ظ:تچر) پستو یا خانه ی پسین در ضمن ذکر ابنیه و کاخ ها برده می شود و معلوم می دارد که عمارات شوش باری آتش گرفته و ویران گردیده است و جانشینان داریوش از نو آن را عمارت کرده اند. 2- در همدان کتیبه ای از طرف اردشیر دوم بر پایه ی ستونی که در موزه ی بریتانی است به سه زبان نوشته شده است که خود و پدر و خانواده ی خویش را معرفی کرده است و اهورمزد و اناهیتا و میثره (مهر) را ستوده و از بنای اَپَدانه ای در همدان خبر می دهد که وی بنا گذارده است.

وی با دست راستش که بلند کرده خیر و برکت برای داریوش میخواهد. آب و هوای این منطقه برای پرورش بعضی میوهها مانند توت، پسته، سیب، آلبالو، و گیلاس بسیار مناسب است. در هنگامی که دیگر اهالی افغانستان از راه کشت و زرع مواد مخدر و گیاه شاهدانه کسب درآمد می کنند، اهالی پنجشیر که زمین کمی برای کشاورزی دارند، توسط استخراج سنگ زمرد سبز از دره پنجشیر (Panjshir) هزینه زندگیشان را تامین می نمایند. سه دیگر “دَشْداسَک” چهارم “وَهِیَ ویش داپایَ” پنجم “من خرشادَ شی یا” که گویا نام های خاصی است.

دیدگاهتان را بنویسید